اخبار فاجعه تخریب اول سامرا
اخبار فاجعه تخریب دوم سامرا
صدور فتوای تخریب حرم ائمه اطهار توسط وهابیون
اطلاعات و اخبار تاریخی مربوط به ظهور وهابیت
نمایشگاه بزرگ تکرار بقیع
عقاید وهابیت و شبهات وارد شده توسط ایشان
المعرض الکبیر لبقیع الثانیه
تصاویر مربوط به فاجعه تخریب سامرا
جستجو
تماس با ما
شفاعت چاپ ارسال به دوست

هنگامی که سخن از جرم و گناه و محکومیت یک فرد به میان می‌آید و شخصی پا به میان می‌گذارد تا او را از زندان و یا توقیف نجات دهد می‌گوئیم که فلانی در حق او شفاعت کرده است.
شفاعت اولیای خداوند برای گنهکاران نیز همین گونه است. در شفاعت ؛ شفیع به خاطر مقام و مرتبه‌ای که دارد اجازه می‌یابد تا برای مجرم‌ها و گنهکاران وساطت کند و از طریق دعا و نیایش از خداوند بخواهد که از تقصیر آنها درگذرد. البته این نکته نیز نباید فراموش شود که شفاعت در گروه یک رشته شرائطی بوده و بدون تحقق یافتن آن امکان‌پذیر نیست.
با نگاهی به زمان پیامبر گرامی اسلام(صل الله علیه وآله) و دوره‌های بعدی مسلمانان در شرایط و مناسبتهای مختلف اقدام به درخواست شفاعت کرده و سیر تاریخ اسلام این مطلب را تائید می‌نماید. تا اینکه در قرن 7 هجری «ابن تیمیه» دیده به جهان گشود و شفاعت را نیز همچون توسل و دیگر مسائلی که بدانها اشاره خواهد شد ، نفی کرده و شرک آمیز معرفی کرد.
آنچه در تحلیل روان شناسانه نظرات ابن تیمیه به راحتی قابل رؤیت است این است که کلیه اندیشه‌ها و نظرات متفاوت وی با سایرین را می‌توان گرداگرد یک محور جمع‌آوری نمود و آن محور چیزی نیست جز جدائی انداختن و دور کردن مسلمین از هر مسیری که در نهایت به ولایت اهل بیتِ عصمت و طهارت (علیهم‌السلام) منتهی می‌شود.
درواقع در تحلیل علت اصلی و نهانِ فتواها و نظرات او و طرفدارانش در رد توسل، شفاعت و نیز انهدام بقاع متبرکه همان علتی را می‌توان دید که در تحلیل واقعیِ منع کردن روایت احادیث پیامبر در زمان خلیفه اول ، شاهد آن هستیم.
اگر چرا برای توجیح ممنوعیت توسل، شفاعت و یا دیگر مسائلی که به تفکیک بدانها خواهیم پرداخت احادیث، آیات قرآن و یا دلایلی را عنوان می کنند اما به راستی آیا ایشان و علمای بعد از آنها تا دانشمندان کنونیِ عربستان به سستی و بی‌پایه بودن این اندیشه واقف نبوده و نیستند.
آیا عدم ثبات و استواری این اندیشه ها آنها را به فکر وا نمی دارد؟
به هرحال آنچه از نظر وهابیون در مورد شفاعت وجود دارد این است که اگرچه شفاعت به عنوان یک اصل اسلامی پذیرفته شده است و در روز قیامت شافعان مختلفی درباره بخشیدن گناهِ گناهکاران حاظر می‌شوند و برای آنها شفاعت می کنند ولی مسلمین هرگز حق ندارند در این جهان از آنها طلب شفاعت نمایند و در صورتی که مسلمانی چنین کند مشرک و عمل او شرک به حساب می‌آید.
یعنی آنها با اصل شفاعت مشکلی ندارند و آن را بر مبنای اصول اسلامی و آیات قرآنی می دانند اما درخواست شفاعت را اشتباه و مساوی با شرک می دانند .
حال جدای از وضوح و روشنی سست بنیان بودن اندیشه‌ای که بیان شد به خاطر اطلاع از علل مشخص و مستدل شیعه در اثبات طلب شفاعت و نیز آشنایی با حربه‌هایی که علمای وهابیت با بهره‌گیری از آن به شبهه افکنی در این باره دست می‌زند به توضیح نظر هرکدام از این نظرات می‌‌پردازیم.
همانطور که بیان شد وهابیان نیز مانند بقیه فرقه‌های اسلامی با اصل شفاعت مشکلی ندارند ولی در مورد اینکه آیا می‌توان از اولیاء الهی طلب شفاعت نموده لب به سخن باز نموده و می‌گویند طلب شفاعت امری ناپسند و شرک آمیز است.
آنها می گویند کسی که درخواست شفاعت می‌کند درواقع به پرستش شفیع پرداخته و حاجت خود مبنی بر بخشیده شدن گناهان را از او می‌خواهد.
در پاسخ باید توضیح داد که درخواست کنندة شفاعت ، شفیعانِ درگاه الهی را بندگان مقرّب و برگزیدگان درگاه پروردگار می‌داند . او می داند کسی که شفاعت می کند نه هرگز خدا است و نه کارهای خدائی مانند مغرفت و شفاعت به او آنچنان تفویض شده که بطور خودسرانه و بدون اذن الهی درباره هرکس که بخواهد شفاعت کند و از گناه او درگذرد.
شفیعان روز محشر در اصل در چهارچوب «اذن الهی» می‌توانند درباره افراد خاصی که روابط معنوی آنان با خدا برقرار بوده درخواست مغفرت نمایند.
در این جا به بیان مجوز های قرآنی در این بارهم پردازیم :
1- قرآن در این باره در آیه 19 از سوری محمد (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید:
«و استغفِر لِذَنبک و للمؤمنین»
برای گناه خود و افراد با ایمان طلب آمرزش بنما.
2- و یا در آیه 64 سوره نساء می‌خوانیم:
اگر آنان هنگامی که بر خویش ستم می‌کردند؛ پیش تو می‌آمدند و از خداوند طلب آمرزش می‌کردند و تو نیز برای آنان طلب آمرزش می‌کردی، خداوند را توبه پذیر و رحیم می‌یافتند.
لذا به راحتی مهر تائید قرآن بر این مطلب بوده و درخواست شفاعت نیز همچون خودِ اصل شفاعت امری عادی و مشروع قلمداد می‌شود. 3- همچنین آنجا که در آیه 96 سوره یوسف فرزندان یعقوب از پدر می‌خواهند تا برایشان از خداوند طلب آمرزش نماید و او نیز در خواستشان را می‌پذیرد را نیز می‌توان از جمله‌ی این آیات اضافه دانست.
وهابیان در اینجا بهانه‌ای دیگر تراشیده و این بار می‌گویند تمامی این آیات در مورد درخواست شفاعت در زمان حیاتِ فرد شفیع است.
و این دلایل بر مشروعیت درخواست شفاعت از ارواح اولیا استدلالی ندارند.
هرچند صاحبان بهانه بنی اسرائیلی را جز به خود واگذاشتن چاره ای نمی‌باید ولی برای روشن شدن مسئله فقط به ذکر چند روایت در مورد رد این ادعا و درخواست شفاعت از روح مقدس پیامبر (صلی الله علیه و آله) در زمان فوت ایشان بسنده می‌کنیم.
1- «ابن عباس» می‌گویدک هنگامی که امیرمؤمنان از غسل و کفن پیامبر فارغ گردید روی او را بازنمود و فرمود: پدر و مادر فدای تو، در حال حیات و ممات پاک و پاکیزه هستی، از ما پیش پروردگارِ خود یادی بفرما.
                                                                   [ نهج البلاغه خطبه 23]
2- هنگامی که پیامبر گرامی درگذشت، ابوبکر در منزل چهره او را باز کرد و بوسید و گفت: پدر و مادرم فدای تو، در حال حیات و ممات پاک و پاکیزه هستی از ما پیش پروردگارت یاد کن و به خاطر داشته باش.
[کشف الارتیاب ص 26]
( ازدیاد و افزونی احادیث پیرامون صحت شفاعت از روح اولیا در حال مرگ چنان است که فقط در کتاب «شفاعت در قلمرو عقل، قرآن و حدیث» نوشته استاد سبحانی بیش از 45 حدیث از اهل تسنن و 50 حدیث از شیعه در مورد صحت شفاعت در زمان مرگ ذکر شده است )
                                     جمع بندی
1- وهابیون شفاعت را قبول می کنند    .................................................
2- طلب شفاعت را شِرک و بر خلاف دین اسلام دانسته و این کار را بدون مجوز شرعی معرفی می کنند .      با بیان آیات مختلف قرآنی و موارد زیادی که درآن بزرگان در خواست شفاعت را تائید کرده اند ادعای وهابیون را رد کردیم
3- وهابیون یک قدم عقب رفته و این بار می گویند : درخواست شفاعت از کسی که مورده است اشتباه و شرک آمیز می باشد .    با بیان نمونه های تاریخی متعدد از درخواست کردن شفاعت توسط صحابه پیامبر از روح ایشان این ادعای آنها را باطل کردیم