|
بحث خود را با اين حديث از پيامبر گرامي، حضرت ختمي مرتبت، محمد مصطفي(صلی الله علیه و آله) آغاز ميكنيم.
«زورُوا القُبُورَ فَاِنَّها تُذَكِّرُكُمُ الأخره...»
قبرها را زيارت كنيد،زيرا آنها مايه يادآوري سراي آخرت است.
در انديشه و فقه اسلامي زيارت قبور از جمله مستحباتي است كه به هر دو طرف زيارت كننده و زيارت شونده سود ميرساند. زيارت كننده با ديدن قبر و آيندهاي كه دير يا زود در انتظار اوست در خود فرو ميرود و سعي ميكند تا توشهاي براي سفرِ سختِ خود فراهم كند و زيارت شونده نيز از سوقاتي چون آیات قرآن كه زائر براي او به همراه ميآورد استفاده كرده و از ثواب آن بهرهمند ميشود.
خداوند نيز در قرآن و در آيه 84 از سوره توبه دربارۀ تاييد زيارت اهل قبور به پيامبر(صلی الله علیه و آله) امر ميفرمايد كه از زيارت قبور منافقان به شدت دوري كن چرا كه آنان به خدا و پيامبر او كفر ورزيدهاند. همچنين احاديث زيادي زيارت قبور را تاييد كرده و به اين مسئله امر مينمايد كه از آن جمله به چند حديث بسنده ميكنيم.
الف) قال رسول ا... (صلی الله علیه و آله) :
من زارَ قَبري وَجَبَت لَهُ شَفاعَتي
هركس قبر مرا زيارت كند، شفاعت من بر او واجب است.
]كتاب الفقه علي المذاهب الاربعه[
ب) قال رسول ا... (صلی الله علیه و آله) :
من جاءَنَي زائراً الا زيارتي كانَ حَقّاً عَلَيَّ اَن اَكوَن شَفيعاً يوم القيامه
هركس به قصد زيارت به سوي من آيد، شايسته است بر من كه در روز قيامت شفيع او باشم.
] شفاء السقام[
ج) قال رسول ا... (صلی الله علیه و آله) :
مَن حَجَّ فَزارَ قَبري بَعد وَفاتي كان كَمَن زارني في حياتي
هركس به حج برود و سپس قبر مرا زيارت كند مثل اين است كه مرا در حال حيات زيارت كرده است.
]شفاء السقام[
با همهي اين دلايل كه في المثل در صحت حديث آخر 25 نفر از مشاهير محدثان، حدیثِ مذکور را در کتابهای خود ذکر نمودهاند ، باز هم وهابیت دست به نواختن ساز مخالف زده و زیارت کردن قبور اولیاء الهی و حتی پیامبر (صلی الله علیه و آله) را یا به طور مستقیم و یا غیرمستقیم زیر سئوال برد و رد میکنند.
ابن تیمیه در این باره چنین حکم میدهد: هرکس به قصد زیارت پیامبر مسافرت کند، با اجماع مسلمانان مخالفت کرده و از شریعت سید المرسلین خارج شده است.
او همچنین با بیان این جمله که:
«عقیده به سود و زیان از طرف قبور همانند اعتقاد بتپرستان به بتهاست» زیارت قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) را کلاً نفی کرده و آن را بیفایده برمیشمرد.
نوع نگاه ابن تیمیه به زیارت تقریباً در تمامی بزرگان وهابی سرایت دارد چنانکه فی المثل شیخ صالح بن فوزان عضو هیئت افتای رسمی دولت عربستان مینویسد: رفت و آمد زیاد به کنار قبر رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) و نشستن در آنجا و سلام گفتن به حضرت، بدعت به شمار میآید.
نه تنها زیارت قبور بلکه زیارت و بازدید از کلیه نشانههای زندگی اولیاء مثل بازدید از غار حراء و امثال آن نیز به صراحت بوسیله هیئت افتای عربستان نفی میشود، چنانکه در فتوای 5303 این هیئت زیارت غار حراء بدعت و از اسباب شرک قلمداد گردیده شده است.
به نظر میرسد همان اشارۀ اندکی که از آیات و احادیث واضحِ پیامبر در لزوم زیارت ایشان و سایر اولیاء الهی (در ابتدای بحث) انجام شد آنچنان صریح و روشن باشد که نیازی به اطاله کلام و سر و کله زدن با جملات بی پایۀ وهابیت که بدان اشاره شد را برطرف میسازد.
در واقع احادیث مختلفی که در ابتدای این قسمت ارائه شد خود به خود ادامه این بحث را منتفی می سازد اما بد نیست بدانیم که بلافاصله پس از بیان حرمت زیارت توسط ابن تیمیه برای اولین بار آنچنان بلوائی در بین همه علمای اهل تسنن برپا شد که نشان از تعجب ایشان و بیسابقه بودن این مسئله تا آن سالها دارد.
پس از بیان نظر وی بصورت رسمی همه قاضی القضاتهای چهار فرقة اهل تسنن در مصر واکنش نشان داده و آن را محکوم نمودند تا جایی که «البدر بن جماعه» قاضی القضات شافعی مصر چنین حکم داد:
زیارت پیامبر فضیلت و سنت است و همه علما بر آن اتفاق دارند. آن کس که زیارت پیامبر(صلی الله علیه و آله) را حرام میداند باید نزد علما توبیخ شود و از ابراز چنین گفتاری باز داشته شود و اگر موثر نیافتاد زندانی گردد و معرفی شود تا مردم از او پیروی نکنند.
] مشروح این جریان در کتاب دفع الشبهات موجود است[
|