|
یکی از زیبا ترین بناهای اسلامی ساختمان ها و مقابر متبرکه ای است که برای پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) و دیگر اولیای دین است ساخته شده است . در مورد این که آیا ساخت و تعمیر این بنا از ابتدا مورد نظر پیامبر (صلی الله علیه و آله) احادیث زیادی وجود دارد که از آن جمله حدیثی است که ابوعامر بدین شرح آن را بیان میکند. او میگوید وارد شدم بر امام صادق (علیهالسلام) و از ایشان درباره ثواب زیارت و تعمیر قبر امیرالمومنین (علیهالسلام) پرسیدم.
ایشان فرمودند: ای اباعامر، حدیث کرد پدرم از پدرش تا از امیرالمومنین علی بن ابی طالب (علیهمالسلام) که ایشان فرمود پیامبر گرامی اسلام روزی چنین سخن آغاز نمود: یا علی به خدا قسم البته کشته خواهی شد در زمین عراق و در آن زمین دفن خواهی شد.
گفتم یا رسول ا... (صلی الله علیه و آله) برای کسی که قبور ما را زیارت کند و آن را تعمیر نماید چه ثوابی وجود دارد؟
ایشان فرمودند: یا اباالحسن به درستی که خدای تعالی قبر تو و اولاد تو را بقعههای از بهشت قرار داد و دلهای نجیبان و پاکان را بسوی آنها متوجه ساخت تا آنجا که با تحمل ذلّتها و اذیتها به سوی شما میآیند و در امر تعمیر قبور شما کوشش میکنند. آنهایند مخصوصین به شفاعت من و وارد شوندگانِ بر حوض من در بهشت. یا علی هرکس تعمیر کند قبر شما را و بیاید به سوی شما ، گویا یاری کرده سلیمان بن داوود (حضرت سلیمان) را در ساختن مسجد بیت المقدس و ........
علاوه بر این تاریخ هزارساله دین اسلام سرشار است از مقابر مختلفی که به جهت زیارت صاحبان آن و فراهم آمدن آسایش زائرین مورد تعمیر و یا گسترش بنا قرار گرفتهاند.
نه تنها در ایران بلکه در اکثر بلاد اسلامی از شیعه و سنی این امر رواج داشته و در طول حیات اسلام مقابر متعددی در مصر، سوریه، عراق، مغرب و ... ساخته و یا بازسازی شدهاند.
علاوه بر همۀ اینها اشاره به این که قبر مقدس پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) خود در محل خانه ایشان در زیر سقف قرار دارد خود دلیلی بر عادی بودن و صحت آن است.
وهابیان در همه نظرات خود از اجماع و اقدام صحابه به عنوان دلیلی برای اثبات اندیشههای خود استفاده کردهاند اما به این جا که میرسد عقب میروند و بیان میکنند که رواج یک مطلب نشانه صحت آن نیست. آنها خود بیان میکنند که ابوبکر دستور داد تا پیامبر (صلی الله علیه و آله) براساس وصیتشان در خانه خود و زیر سقف به خاک سپرده شود و در مقابل، به راحتی حکم صادر میکنند که ایجاد و ساخت ساختمان و سقف بر روی قبور نادرست و بدعت است و درصورت امکان باید تخریب گردد.
برای آشنایی بیشتر با ریشه اصلی این حکم میبایست به تنها حدیثی که آنها برای انهدام و تخریب اماکن مقدسة موجود دارند رجوع کنیم. وهابیان بیان میکنند که طی یک سلسله راویان حدیث، در نهایت از حضرت علی (علیهالسلام) نقل شده که ایشان به شخصی به نام ابی الهیاج دستور دادند که:
تو را به کاری میگمارم که رسول خدا به من دستور داده بود. تصویری را ترک مکن مگر اینکه آن را محو کنی و قبری را ترک مکن مگر آنکه آن را با زمین مساوی نمائی.
این حدیث و همه احادیثی که از آنها حکمی گرفته میشود باید در دو امر بسیار محکم و غی قابل تردید باشند. اولاً از نظر راویان آن ؛ آنچنان محکم باشد که کسی نتواند روایت کنندگانِ آن را زیر سؤال ببرد و ما در این حدیث 4 نفر به نامهای وکیع، سفیان الثوری، حبیب بن ابی ثابت و ابی وائل الاسدی را به عنوان راویان حدیث میبینیم.
حافظ بن حجر عسقلانی در کتاب (تهذیب لتهذیب) به شدت در مورد این افراد انتقاد کرده و در صحت این حدیث تردید مینماید. حتی از امام احمد حنبل که پیشوای مذهب حنبلی و از مورد اعتمادترین افراد در نظر وهابیون است در مورد یکی از این چهار نفر یعنی وکیع نقل شده که امام احمد حنبل گفت وکیع در پانصد حدیث اشتباه نموده است.
همچنین در مورد بقیة این چهار نفر سخنان مختلفی از دانشمندان علم رجال وجود دارد که برای مطالعه میتوان به صفحات 60 تا 64 کتاب (آئین وهابیت) رجوع نمود.
علاوه بر نادرستی و سستی سندِ حدیث، نکتهی دیگری نیز وجود دارد که توجه بدان حائز اهمیت است.
در قسمت اصلی حدیث که مورد نظر و بحث ماست آمده که
ولا قَبراً مُشرفاً الا سَوَّیتَهَ بالاَرض
و وهابیان از لفظ سوّیته همانطور که بیان شد ترجمه میکنند که باید با زمین یکسان شود. اگر واقعاً تفسیر آن این چنین است باید جواب داد که در کتاب «الفقه علی المذاهب الاربعه» که با فتوای هر چهار امامِ معروفِ اهل تسنن مطابق است این چنین میخوانیم:
«و یندُبُ اِرتفاعُ التّرابِ فَوقَ القَبر بقدرِ شبرٍ»
مستحب است که خاک قبر، به اندازه یک وجب از زمین بلندتر باشد.
در ادامه این بحث در کتاب «الفقه علی المذاهب الاربعه» بیان میکنند که روی قبر باید صاف باشد و مانند پشت ماهی و.... ناهموار نباشد . یعنی منظور از لفظ سوّیته این نیست که با زمین یکی باشد بلکه منظور این است که روی آن صاف باشد .
برای روشنتر شدن این استدلال میتوان از نظر شارح معروف در«صحیح مسلم» (از معروفترین علمای اهل تسنن) در تفسیر حدیث دیگری که با همین کلمات بیان شده استفاده کرد . او در تحلیل لغات به کار رفته مثل (سوّیته) می گوید: . سنت این است که قبر از زمین زیاد بلند نباشد و نیزمسطح باشد.
این نوع استنباط از حدیث نه تنها در نظر شیعه بلکه در نظر دانشمندانی از اهل سنت مثل (ابن حجر قسطلانی) كه به دقت حديث را وارسي نمودهايد نيز ديده ميشود و مورد استنباط قرار ميگيرد.
به هر حال اين حديث و ديگر احاديث موجودي كه وهابيان براي تخريب بقاع بدان چنگ زدهاند همگي نيازمند وارسي دقيق است و همانگونه كه در اين حديث ديديدم دادن حكم انهدام بقاع براساس اين احاديث نه تنها از ديد فقه شيعه بلكه از نظر خود اهل تسنن نیز ناردست و امر بسيار ناپسندی است.
درواقع احاديث مذكور نه آنچنان داراي ثبات سندي است كه بتوان بدان اعتماد نمود و نه آنقدر روشن است كه بتوان به تخريب قبرها و آن هم قبر اولياي الهي كه هر اقدامي پيرامون آنها نيازمند اطمينان است حكم داد.
متاسفانه فراي اين مباحث نوع نگاه ابن تيميه كه فكر ميكنيم تاكنون به غيض و دشمني وي با حضرات معصومين(عليهمالسلام) به خوبي آگاه شدهايد باعث شد تا در زمان حيات خود اقدام به دادن حكم تخريب امكان مقدسه (بقاع قبور اولياء الهي) نمايد. حكمي كه تاكنون و پس از سالها فقط و فقط از طرف همكشيان و مقلدان وي تاييد شده و ادامه دارد.
آنچه بحث در اين بخش را بيش از پيش داراي اهميت مينمايد اتفاقي بود كه در تاريخ 1344 هـ . ق در مدينه رخ داد.
در اين سال كه آل سعود تازه بر مكه و مدينه و اطراف آن تسلط كامل پيدا نمودند. علماي مدينه با زور سر نيزه سعودي مجبور به افتاي حكم انهدام بقعه بقيع شده و اين عمل در همان سال به وقوع پيوست.
اين فاجعه عظيم كه درست 84 سال قمري از آن ميگذرد در 8 شوال آغاز گرديده و طي چند روز تمام آثار اهل بيت (عليهمالسلام) و دیگر صحابه پیامبر در شهر مدينه با خاك يكسان شد.
اين فاجعه بزرگ و غمبار چنان عظيم است كه بحث پيرامون آن و دقت دربارۀ همه جوانبش را به جزوهاي ديگر ( که به همراه همین جزوه قابل دسترسی است ) مؤكول ميكنيم.
|