اخبار فاجعه تخریب اول سامرا
اخبار فاجعه تخریب دوم سامرا
صدور فتوای تخریب حرم ائمه اطهار توسط وهابیون
اطلاعات و اخبار تاریخی مربوط به ظهور وهابیت
نمایشگاه بزرگ تکرار بقیع
عقاید وهابیت و شبهات وارد شده توسط ایشان
المعرض الکبیر لبقیع الثانیه
تصاویر مربوط به فاجعه تخریب سامرا
جستجو
تماس با ما
تبرک چاپ ارسال به دوست

وهابیان تبرک به آثار اولیا را شرک می‌دانند و کسی که محراب و منبر پیامبر (صلی الله علیه و آله)  را ببوسد مشرک می‌خوانند، هرچند در هنگام بوسیدن محراب و منبر عقیده‌ای بر الهیت و خدا دانستنِ پیامبر(نعوذ بالله) و یا بت بودن این محلها نداشته باشد.
آنها نه تنها به زبان که در عمل نیز سعی در تحریم و مبارزه با این مسئله کرده و برای جلوگیری از نزدیکی و تبرّک جستن مسلمانان به آثار رسول گرامی مثل ضریح مبارک و یا منبر و محرابشان اقدامات مختلفی را انجام می‌دهند تا آنجا که به وجود آمدن گروههایی از مأموران که بدون هیچ ملاحظه‌ای با کمال خشونت و بی ادبی اقدام به مبارزه و جلوگیری از تبرک جستن مسلمانان می‌کنند از مظاهر وهابی گری قلمداد می‌شود.
حال پس از آشنایی از شدّت تصمیم وهابیان بر این امر، سئوالی که شاید ذهن هر مسلمان غیرآگاهی را به خود مشغول کند این است که با وجود این همه سختگیری از طرف وهابیان که حتی در گوشه‌هایی از تاریخ به خونریزی و نزاع منجر شده است آیا باز هم تبرک به آثار پیامبر (صلی الله علیه و آله) و یا ائمه بقیع (علیهم‌السلام) ضرورت و مشروعیت دارد؟
و اصلاً چه ضرورتی وجود دارد که ما را در تبرک جستن به آثار ایشان رهنمون کند؟
برای پاسخ به این سئوال از دو مرحله عبور خواهیم کرد.
اولاً به قرآن، این کلام زیبای وحی سری زده تا سیره واقعی عاشقان الهی در این زمینه را مروری کنیم و به مجاز بودن و یا حرام بودن تبرّک جوئی واقف شویم.
در آیه 92 سوره یوسف، حضرت یوسف مستقیماً جملاتی را بکار می‌برد که حتی با نگاهی گذرا به آن می توان در مورد صحت و یا نادرستی تبرّک جویی حکم داد.
او می‌گوید:
اِذهَبوا بِقَمیصی هذا فَاَلقُوهُ علی وَجداَبی یَأت بصیراً
پیراهن مرا ببرید و بر دیدگان پدرم بیفکنید تا او بینائی خود را بازیابد.

و لذا قرآن با بیان این واقعه به صورت صریح این عمل را نه تنها مقبوح و ناپسند ندانسته بلکه از آن به خوبی یاد می‌کند. قرآن این در این عمل شرکی را محسوب نمی کند و عنوان نمی کند که بوسیدن پیراهن همان کاری است که بت پرستان در ستایش سنگ و چوب انجام می دهند.  اما چگوئیم از قلب مریضی که خداوند خود مریضیش را اضافه خواهد کرد. (فزادهم ا... مرضاً) قلبی که اگر امروز یعقوب نبی را در حال تبرک به پیراهن یوسف می‌دید همان کاری را می‌کرد که هم اکنون با زائران رسول ا... (صلی الله علیه و آله)   می‌کند.
حال پس از گرفتن مهر امضا از قرآن برمی‌گردیم به تاریخ اسلام تا ببینیم که گرفتن بهره‌ی معنوی از آثار رسول خدا (صلی الله علیه و آله)  چه جایگاهی در اذهان و اعمال مسلمین داشته است و بدین وسیله خود به معلوماتی دستیابیم که براساس بتوانیم نتیجه‌گیری کنیم که آیا باز هم با وجود همه سعایت گوئی‌ها، دشنام گویی‌ها و حتی نزاع‌های وهابیون باز هم نزدیک شدن بر آثار پیامبر (صلی الله علیه و آله) و دیگر اولیای خداوند می‌تواند حائز اهمیت و ارزش باشد یا نه؟
برای بررسی این مسئله به ذکر 5 روایت از چگونگی اعمال مسلمانان در دوران زندگی ایشان پرداخته و سپس قضاوت را به شمار می‌سپاریم.
1- در کتاب صحیح بخاری و نیز در کتاب صحیح مسلم آمده است که سائب بن یزید نقل می‌کند که خاله‌ام مرا که بیمار بودم به نزد پیامبر برد و گفت: فرزند خواهرم بیمار است.
پیامبر از خدا برای من برکت خواست و وضو گرفت، من شتافتم و از آب وضوی پیامبر نوشیدم تا به حاجتم برسم.

2- در صحیح بخاری باب صفات پیامبر آمده که وهب بن عبدا... نقل کرده است که مردم جلو می‌آمدند و دستهای پیامبر را به صورت خویش می‌کشیدند. من نیز دست آن حضرت را گرفته و به صورت خویش کشیدم  . گوئی دستشان از مُشک خوشبوتر بود.

3- در همان کتاب بالا آمده که پیامبر در (ابطح) میان خیمه‌ای بود. بلال از آن خیمه بیرون آمد و مردم را به نماز دعوت کرد و باز به درون خیمه رفت و بازماندۀ آب وضوی پیامبر را بیرون آورد. در آن هنگام مردم هجوم آوردند و آب را گرفته و تبرک می‌جستند.

4- در کتاب صحیح مسلم آمده که چون پیامبر سر خود را می‌تراشیدند یاران و صحابه به گرد ایشان جمع شده و در آن هنگام بود که هر تار موئی در دست یکی از آنها بود.

5- در کتاب صحیح بخاری در سرگذشت صلح حدیبیّه آمده است که: هرگاه پیامبر وضوء می‌گرفت، یاران او برای ربودن قطرات آب وضوی آن حضرت بر یکدیگر سبقت می‌گرفتند .
همانطور که دید معتبرترین منابع اهل سنت داستانهای مختلفی را در سبقت گرفتن اصحاب پیامبر برای تبرک جستن از آثار ایشان و هر آنچه که به ایشان منتسب بود نقل کرده‌اند. قابل توجه است در باب جهاد کتاب صحیح بخاری و نیز در قسمتهای «زره، عصا، شمشیر، ظروف، معمر، انگشتر، مو و کفن» که در این کتاب جداگانه بدانها توجه شده است داستانهای مفصل دیگری از این امر وجود دارد.
وجود این مطالب به روشنترین عنوان تبرک را تایید میکند و نشان می دهد که صحابة پیامبر ، آنان که وجود پر ارزش پیامبر را درک نموده بودند در هر مناسبی سعی بر نزدیکی به این فیض عظیم می کردند تا در این مسیر با بوییدن بوی خوش پیامبر(صلی الله علیه و آله)  توشه ای برای آینده خود بردارند و قبر و قیامت خود را روشنتر سازند و چه خوب لحظاتی است آن دم که انسان خود را متبرک به یکی از آثارِ یارِ محبوب می بیند حال به نظر می‌آید بهتر است بگذاریم تا وهابیان همچنان در ذهن کوچک و سنگی خود فکر کنند که ما در هنگام بوسه زدن به درب ورودی حرم امامانمان در حال پرستیدن چوب و آهن هستیم .
 بهتر است همچنان رهایشان کنیم تا مهر شرک را بر هر آنچه از اعمال ما که می‌خواهند بزنند. ما نیز به سراغ کار خود می‌رویم و سعی می‌کنیم تا با نزدیکی و تبرک به آثار اولیای الهی، جسم و جان خود را به ایشان بیمه کنیم.